<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: هرکی می‌گه پنیر&#8230;</title>
	<atom:link href="http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/</link>
	<description>Take care, they are addictive</description>
	<lastBuildDate>Fri, 22 Aug 2008 12:09:57 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: ما دهه شصتی&#8204;های لعنتی</title>
		<link>http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-18</link>
		<dc:creator>ما دهه شصتی&#8204;های لعنتی</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 14 Jan 2008 18:18:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-18</guid>
		<description>[...] یاد گرفتم یک دهه پنجاهی پفیوز نباشم) (بالاترین) DeaDline: هر کی می‌گه پنیر &#8230; (بالاترین) دکتر مزیدی (یک دهه پنجاهی دوست‌داشتنی): دهه [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] یاد گرفتم یک دهه پنجاهی پفیوز نباشم) (بالاترین) DeaDline: هر کی می‌گه پنیر &#8230; (بالاترین) دکتر مزیدی (یک دهه پنجاهی دوست‌داشتنی): دهه [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: arisu</title>
		<link>http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-17</link>
		<dc:creator>arisu</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 13 Jan 2008 07:23:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-17</guid>
		<description>eyval kheily bahat hal kardam.ina khodeshun dasti dasti badbakhtemun kardan taze talabkaran?</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>eyval kheily bahat hal kardam.ina khodeshun dasti dasti badbakhtemun kardan taze talabkaran?</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: جیمبولک</title>
		<link>http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-16</link>
		<dc:creator>جیمبولک</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Jan 2008 15:22:09 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-16</guid>
		<description>شاید بهخاطر اینه که 
اون موقع اولین گروه از عوام مردم و تحصیلکرده که چهار تا کتاب خونده بودند توی جامعه ولو شده بودند 
و فقط فکر تغییر بودند بدون اینکه بفهمند چه تغییری

....حالا خودشون یه گندی زدند که دهه شصت و هفتاد و هشتاد هم نمیتونند جمعش کنند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شاید بهخاطر اینه که<br />
اون موقع اولین گروه از عوام مردم و تحصیلکرده که چهار تا کتاب خونده بودند توی جامعه ولو شده بودند<br />
و فقط فکر تغییر بودند بدون اینکه بفهمند چه تغییری</p>
<p>&#8230;.حالا خودشون یه گندی زدند که دهه شصت و هفتاد و هشتاد هم نمیتونند جمعش کنند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: جالباتی که من دیدم</title>
		<link>http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-14</link>
		<dc:creator>جالباتی که من دیدم</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Jan 2008 08:16:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-14</guid>
		<description>حرفت درسته. نریدن تو زندگی دیگران خیلی خیلی خیلی مهمه. هر کاری بکنی، هر چه قدر هم از خودت راضی باشی، باید کارت حداکثر تو زندگی خودت و اون‌هایی که با تو هم‌نطرند تأثیر بذاره. اگر بخوای گُهت رو بمالی به لباس مردم که نمی‌شه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حرفت درسته. نریدن تو زندگی دیگران خیلی خیلی خیلی مهمه. هر کاری بکنی، هر چه قدر هم از خودت راضی باشی، باید کارت حداکثر تو زندگی خودت و اون‌هایی که با تو هم‌نطرند تأثیر بذاره. اگر بخوای گُهت رو بمالی به لباس مردم که نمی‌شه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ddln</title>
		<link>http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-13</link>
		<dc:creator>ddln</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Dec 2007 13:34:51 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-13</guid>
		<description>احتمالا حق با شماست افلاطون جان ولی فعلا یه فرق کوچیکی وجود داره.
شما گند زدید.
ما هنوز هیچ غلطی نکردیم.
البته ادعایی ندارم. در آینده احتمالا ما هم هیچ غلطی نمی‌کنیم. حالا که به تفاهم رسیدیم لطفا انقدر به ما غر نرنین. همین.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>احتمالا حق با شماست افلاطون جان ولی فعلا یه فرق کوچیکی وجود داره.<br />
شما گند زدید.<br />
ما هنوز هیچ غلطی نکردیم.<br />
البته ادعایی ندارم. در آینده احتمالا ما هم هیچ غلطی نمی‌کنیم. حالا که به تفاهم رسیدیم لطفا انقدر به ما غر نرنین. همین.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: افلاطون</title>
		<link>http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-12</link>
		<dc:creator>افلاطون</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Dec 2007 13:27:04 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-12</guid>
		<description>نه ما هيچ غلطي توانستيم بكنيم و نه شما هيچ غلطي خواهيد كرد. طبيعي است كه از  نسلي مثل ما نسلي مثل شما توليد مثل مي شود!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نه ما هيچ غلطي توانستيم بكنيم و نه شما هيچ غلطي خواهيد كرد. طبيعي است كه از  نسلي مثل ما نسلي مثل شما توليد مثل مي شود!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ddln</title>
		<link>http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-11</link>
		<dc:creator>ddln</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Dec 2007 13:17:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-11</guid>
		<description>خب سوختن انواع مختلفی داره! ولی از شوخی گذشته باید قبول کرد که سعیشون رو کردند فقط زیاد موفق نبودند ما هم سعیمون رو می‌کنیم ولی یجور دیگه! شاید از روش اونا بهتر باشه. حرف من این بود که شما که گندتون رو زدین. حالا ساکت باشین ما کارمون رو بکنیم. در بدترین حالت ما هم می‌شیم مثل شما.
*کاری نکردن (مثلا سیاسی نبودن) هم یه مدل کار کردنه. عکس العمل طبیعیه نسل جدیده که به نظر من یه عکس العمل تکامل یافته نسبت به نسل قبله.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خب سوختن انواع مختلفی داره! ولی از شوخی گذشته باید قبول کرد که سعیشون رو کردند فقط زیاد موفق نبودند ما هم سعیمون رو می‌کنیم ولی یجور دیگه! شاید از روش اونا بهتر باشه. حرف من این بود که شما که گندتون رو زدین. حالا ساکت باشین ما کارمون رو بکنیم. در بدترین حالت ما هم می‌شیم مثل شما.<br />
*کاری نکردن (مثلا سیاسی نبودن) هم یه مدل کار کردنه. عکس العمل طبیعیه نسل جدیده که به نظر من یه عکس العمل تکامل یافته نسبت به نسل قبله.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: «محمد»</title>
		<link>http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-10</link>
		<dc:creator>«محمد»</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Dec 2007 12:45:08 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-10</guid>
		<description>جالبه که اینهمه کار بکر، دست اول و محیر العقول انجام دادند و آخرش هم به خودشون می‌گن نسل سوخته!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جالبه که اینهمه کار بکر، دست اول و محیر العقول انجام دادند و آخرش هم به خودشون می‌گن نسل سوخته!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Shirin</title>
		<link>http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-9</link>
		<dc:creator>Shirin</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Dec 2007 10:49:53 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-9</guid>
		<description>من از جوابی که دادی خیلی خوشم اومد... حق مطلب رو ادا کردی! والا... نمیفهمم از جون ما چی میخوان؟ قبول داریم ما هم گلی به سر کسی نزدیم، اما به قول نویسنده به آینده ی 70 ها هم گند نزدیم، الان هم داریم از کمترین امکانات بیشترین استفاده رو میکنیم!!! تو همین دانشگاه ها که دولتی و آزادش فرقی با هم نداره- به جز پول مفتی که آزاد از جیبمون میبره -درس میخونیم، با استادهای کم سواد (بلا نسبت بعضی هاشون) میسازیم، کار میکنیم، با محیط های خراب کار  می جنگیم تا حداقل خودمون رو بتونیم نجات بدیم( اگر شما 8 سال جنگیدین و ... ما که هر روز از صبح تا شب باید بجنگیم!!!) ، با تنهایی و خلا احساسی که نتیجه بذر بی اعتمادی ست که  خود آن ها در بطن وجود جامعه کاشتن ساختیم ( و خود همون 40-50 ها اسمش رو گذاشتن که ما آدم های غرب زده و بی ریشه و احساسی هستیم) تفتیش عقایدشون هم که اعتقاد همه ی ما بیچاره ها رو لای منگنه کرده بیخیال شدیم و گفتیم حالا هرچی ! خدا رو نذاریم خط خطی کنن و آخرین جرعه اعتقاد مون رو به لجن بکشن ... خدا رو گذاشتیم تو قلبمون و واسه تنهایی خودمون و سعی کردی منطقی برخورد کنیم( اسمشو گذاشتن بی دین و بی ایمان و گفتن حداقل ما خدا و پیغمبر حالیمون بود)... ازشون ادعا و طلبی هم که نداریم... پس محض رضای خدا اگه گندی رو که زدن نمی تونن پاک کنن، این سا ل های آخر عمرشون و توئبه کنن و حد اقل اگر مرهم دلمون نیستن و نمی تونن ما و این استقامتتمون رو تحمل کنن و داغ دل ما رو چپ و راست تازه نکنن و یک کم به خودشون بیان...!   (ببخشید یه کم تند نوشتم...!)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من از جوابی که دادی خیلی خوشم اومد&#8230; حق مطلب رو ادا کردی! والا&#8230; نمیفهمم از جون ما چی میخوان؟ قبول داریم ما هم گلی به سر کسی نزدیم، اما به قول نویسنده به آینده ی 70 ها هم گند نزدیم، الان هم داریم از کمترین امکانات بیشترین استفاده رو میکنیم!!! تو همین دانشگاه ها که دولتی و آزادش فرقی با هم نداره- به جز پول مفتی که آزاد از جیبمون میبره -درس میخونیم، با استادهای کم سواد (بلا نسبت بعضی هاشون) میسازیم، کار میکنیم، با محیط های خراب کار  می جنگیم تا حداقل خودمون رو بتونیم نجات بدیم( اگر شما 8 سال جنگیدین و &#8230; ما که هر روز از صبح تا شب باید بجنگیم!!!) ، با تنهایی و خلا احساسی که نتیجه بذر بی اعتمادی ست که  خود آن ها در بطن وجود جامعه کاشتن ساختیم ( و خود همون 40-50 ها اسمش رو گذاشتن که ما آدم های غرب زده و بی ریشه و احساسی هستیم) تفتیش عقایدشون هم که اعتقاد همه ی ما بیچاره ها رو لای منگنه کرده بیخیال شدیم و گفتیم حالا هرچی ! خدا رو نذاریم خط خطی کنن و آخرین جرعه اعتقاد مون رو به لجن بکشن &#8230; خدا رو گذاشتیم تو قلبمون و واسه تنهایی خودمون و سعی کردی منطقی برخورد کنیم( اسمشو گذاشتن بی دین و بی ایمان و گفتن حداقل ما خدا و پیغمبر حالیمون بود)&#8230; ازشون ادعا و طلبی هم که نداریم&#8230; پس محض رضای خدا اگه گندی رو که زدن نمی تونن پاک کنن، این سا ل های آخر عمرشون و توئبه کنن و حد اقل اگر مرهم دلمون نیستن و نمی تونن ما و این استقامتتمون رو تحمل کنن و داغ دل ما رو چپ و راست تازه نکنن و یک کم به خودشون بیان&#8230;!   (ببخشید یه کم تند نوشتم&#8230;!)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-8</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 28 Dec 2007 16:03:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://ddln.wordpress.com/2007/12/27/%da%a9%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%87-%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b1/#comment-8</guid>
		<description>ba in ke panjahi hastim khosheman amad</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ba in ke panjahi hastim khosheman amad</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
