شاید من خنگم ولی واقعا نمیفهمم این دهی ۴۰-۵۰یها چی کار کردن که انقدر غر میزنن به ما. یکم قار قار در مورد مارکسیسم کردن در جوانی… که وقتی لنین نفهمیده بود مارکس و انگلس چی میگن مسلما اینها هم نفهمیده بودند… از رو ترکیب کمونیسم دینستیز با اسلام کاملا مشخصه که چه درک عمیقی داشتن. تکلیف مسلمونا و بقیه هم که روشنه.
یه انقلاب کردن که فکر نمیکنم نیازی به توضیح من باشه که چه گندی زدن. به گفتهی خودشون نه شرقی بود نه غربی نه پایهی تجربی داشت نه ایدئولوژیک نه هیچ چیز مفید دیگه. به جاش پر بود ازتعصب و حماقت و اعمال احساسی و بی فکری.
یه جنگ مختصر کردن به طول ۸سال که با خواری و خفت تموم شد و تنها نتیجهاش این بود که مردم دیرتر فهمیدند که آقایون هیچ غلطی بلد نیستند بکنن (یه ۸سالی همهی مشکلات رو انداختند گردن جنگ)
یه سفارت آمریکا اشغال کردن که نتیجهاش به صورت مختصر اینه که بدبخت شدیم.
یه انقلاب فرهنگی کردن که موجب شدن دانشگاهها تبدیل به طویله بشن.
و یه تعداد شاهکار دیگه.
فرض کنین ما هیچ کار مثبتی نکردیم… حداقلش اینه که دهی ۷۰ی ها رو بد بخت نکردیم. ۲تا کشور رو در طول یک جنگ احمقانه نابود نکردیم. رابطهمون رو با ابرقدرتی که با ما منافع مشترک داره قطع نکردیم. دانشگاهها رو تعطیل نکردیم. آزادی کسی رو نگرفتیم و …
من میفهمم که نباید انسانها رو مقایسه کرد و اگر ما هم اون موقع اونجا بودیم با احتمال زیادی همین کارها رو میکردیم… ولی پیرمرد/زن های غرغروی عزیز… ما هیچکدوم از این گندها رو نزدیم. نیازی به عذر خواهی نیست که زندگی ما رو سخت کردید چون معتقدم حقتون بوده که کارهایی رو که فکر میکردید درسته انجام بدید. فقط حالا که همه میدونیم گند زدید طلبکار نباشید لطفا.
به عبارتی هرکی میگه پنیر…
یه چیز جالب: +